سلام
محمد مسعود عاشق دختر خاله اش انوشا سادات هست بر خلاف تصور هممون که فکر میکردیم حسودی کنه و ناراحت بشه از ورود انوشا خانم این اقا ما واقعا دختر خاله اش را دوست داره و مواظبش هست
اگر انوشا را چند روز نبینه به دیدنش میره و باهاش بازی میکنه خیلی هم دوست داره به او غذا بده
در عوض انوشا خانم هم خیلی محمد مسعود دوست داره و فقط برای او ذوق میکنه و میخنده و دست و پا میزنه
اینم عکس دوتاییشون روی تخت محمد مسعود


ما شاالله قربون دوتاتون برم
موضوع :
امسال 9 فروردین محمد مسعود و بابا رضا و من راهی دیار پدری بابا رضا شدیم
البته با اصرار فراوان گل پسر راهی شدیم چقدر ذوق کرد و خوشحال بود که داریم میریم
در انجا عمو مجتبی با خانواده و عمو حمید و عمه شیرین و بابایی و مامانی فخری بودند
تا روز 14 فروردین انجا بودیم و به محمد بسیار خوش گذشت که نمی خواست بیاید تهران و با ناراحتی برگشت
موقع برگشت عمو مجتبی و خانواده اش و مامانی فخری هم بودند ولی بابایی ماندتا به باغش رسیدگی کند و بهار و تابستان را انجا باشد
در برگشت عمو مجتبی همه را به رستوران مارال ستاره ناهار دعوت کرد ممنون از ایشون
اینم عکسهای سفر نوروزی محمد مسعود
اینجا سنجدو بالا هست و محمد مسعود در حال کندن زمین برای کاشتن درخت است



موضوع :
٦ فروردین تولد بابا رضا بود 3 تایی رفتیم باهم قنادی ویک کیک گرفتیم به سلیقه محمد مسعود و راهی خونه مامانی(مامان فرشته ) شدیم اونجا خاله بهاره و خاله معصومه هم بودند و باهم عکس گرفتیم و تولد بابا رضا را جشن گرفتیم
ان شاالله تولد 100 سالگیش را جشن بگیریم

اینم بابا رضا و ممد مسعود و انوشا خانم

تولدت مبارک بابا جون
موضوع :





